The main basic of all song and moves are : taking attention to other people. In real life, we have to wait for a long time until something sad happen to us and other people have a great attention to us
Have you ever been with somebody who is in his/her last minutes of life
Have you heard what his recommendation in the last seconds of life? Yes we did but we did not learn from them. Have ever heard that somebody tell his family, I wish I was earned more 20$ before I die
Or take care of my car when I die? NO They always emphasis on things likes, take care of your children very carefully, take care of your mother
Do not you think , it is a good answer to say, that we are born to learn how to love each other
If you are really honest, then you will get to this conclusion that all we do in life is just to get more love and attention from others.
Every body in your life, strangers , family, people who pass you in the street , all are thirsty for love
But some people in order to achieve other’s love, do some strange things or behave oddly
Why this issue make us so worried
In order to have a normal and good life, first we should know why we are born
If you do not believe that the main reason of human existence is just how to love one an other, then please try hard to understand and justify the reason of it
But if you agree with me, then you can assess all you do based on this rational
If what I am doing right now, bring more happiness and love in my love or not
To be loved by others, it is not necessary just to share your food with hungry people
To love other people, just try not to explore and put others under your question
Try to judge on others less, let them wear whatever they like, live in a way they like, and do not condemn them, let them whatever they want to be
Forgiveness!!!
Forgiveness is separating the smell of beautiful flower which has been crushed under your shoes.( Mark Toen)
This is the story, we put specific rule in our mind and people do not respect our rules and then we get hurt
Getting hurt of people just because of disrespecting our rules , is nonsense
Most of us, think if we don’t forgive people , we can punish them in this way, and might say, if I do not forgive you will suffer for that. But in reality this is us who suffer more. This is me who have something in myself and can not sleep
Next time when you want to hurt somebody, close your eyes, and assess carefully your feelings and body
Don’t you think that hurting others makes you more miserable
People do whatever they want, they understand as much as they can and your disapprove of them do not change anything except, ruin your own life
DO not try to change people. If your home ruins in a flood, don’t you never forgive the flood
So why you do not want to forgive people? You might ask how about if somebody do something very wrong
Should I still forgive him
We can substitute forgiveness instead of hates in worst situation
In my opening, people will do two kinds of reaction in horrible situation
First group are those who will remain in their negative feeling for ever
And secondly, people are those who with forgiveness reach to the deepest mystery of happiness
For sure, events which leads us to moral changes are not in our choice, in other words, we don’t like to do something which we don’t like it in order to make a change
Heart stroke, illness, loneliness, depression and... . We all have share of these kind of events. After any bad events, our time of sadness will come too. But the question is, whether we got stronger during these events or softer
Conclusion
Do we really like our life come back to a positive way or not
Or why we are really born? The main reason of human creation is love. In order to like other people, you do not necessary have to kiss them every time. To love others, judge on other people less than before. And do not expect them to respect your rules. Let them be whatever they are
برای چی ما متولد شده ایم؟
فرض كنيد در يك مسابقه شركت كرده ايد و در آنجا از شما خواسته شده است كه در چند كلمه به اين پرسش پاسخ دهيد: هدف زندگي چيست؟ چه مي نوشتيد؟ خريد يك خانه مجلل و انباشتن آن از اشياء قيمتي؟ يك ميليون دلار پس انداز و گذراندن دوران بازنشستگي در برمودا؟ پيشرفت در ورزش گلف؟ همه ما به گونه اي مرموز مي دانيم كه ارزش زندگي فراتر از اين حرفهاست.هرچه باشد قدمت انسان بسيار بيشتر از ب.ام و يا كفش ملي است.اما واقعيت اين است كه گاه تمام توجه ما بر جزءمتمركز مي شود . موضوع اصلي اكثريت قريب به اتفاق ترانه ها و فيلمها يك چيز است: توجه كردن و اهميت دادن به انسانهاي ديگر. اما در دنياي واقعيت بايد مدتها به انتظار بنشينيم تا رويدادهاي غم انگيزي اتفاق بيفتد و ما را مورد توجه ديگران سازد. هرگز كنار آدمي كه جان مي دهد بوده ايد؟آيا سفارشات او را در آخرين دقايق عمرش شنيده ايد، آري شنيده ايم ولي از آن درس درست نگرفته ايم . آيا هرگز شنيده ايد كه كسي در اين شرايط به عزيزانش بگويد: اي كاش بيست دلار ديگر هم پول درآورده بودم؟ و يا اينكه مي گويند :مواظب ماشينم باشيد ؟ خير! آنها غالبا جملاتي از اين دست مي گويند: از بچه ها خوب مراقبت كنيد ، مراقب مادرتان باشيد… آيا در برابر اين پرسش كه چرا به دنيا آمده ايم، پاسخ ملموس اين نيست كه بگوييم: ما به دنيا آمده ايم كه دوست داشتن و عشق ورزيدن را بياموزيم.! اگر صاف و صادق باشيم بايد اعتراف كنيم كه تقريبا تمام كارهايي كه در زندگي انجام مي دهيم تلاشي براي بدست آوردن عشق و محبت بيشتر است. تمام كساني كه در خيابان از كنار شما مي گذرند ، تمام كساني كه در اداره و محل كار خود مي بينيد همگي تشنه عشق و محبت اند . اما بعضي از آدمها براي بدست آوردن محبت ديگران دست به كارهاي عجيب و جنون آسا مي زنند . چرا اين مسئله تا به اين حد انسان را نگران و مضطرب مي كند؟ زيرا براي به جريان انداختن زندگي در مسير صحيح ، ابتدا بايد بدانيم كه براي چه به دنيا آمده ايم. اگر قبول نداريد كه اولين واساسي ترين دليل خلقت انسان ، محبت و عشق ورزي است بكوشيد تا هدف آفرينش را براي خود توجيه كنيد كه اين گام بسيار مفيدي است . اما اگر با نظر من موافق باشيد آنگاه مي توانيد تمام اعمال خود را براساس اين مقياس ارزشيابي كنيد : آيا كاري كه مي خواهم انجام دهم عشق و محبتي بيشتر را به زندگی خودم ، سرازير مي كند؟ براي دوست داشتن انسانهاي ديگر لازم نيست كه الزاما كاسه هاي برنجتان را ميان گرسنگان جهان سوم توزيع كنيد. براي دوست داشتن ديگران آنها را كمتر تحت بازجويي و استنطاق قرار دهيد ، كمتر در مسند داوري بنشینید. بگذاريد آنچه را كه مي خواهند بپوشند. آنگونه كه مي خواهند زندگي كنند و به دور از همه انتقادها هماني باشند كه خود مي خواهند ، هماني كه هستند.
و اما بخشش ؟
بخشندگي ، انتشار بوي خوش بنفشه بر ته كفشي است كه لگد مالش كرده است (مارك تو اين)
ماجرا از اين قرار است. ما در درون ذهن خود قوانيني وضع مي كنيم كه مردم قوانين ما را زير پا مي گذارند از آنها مي رنجيم . رنجش از ديگران به خاطر بي اعتناي به قوانين شخصي و دروني ما ، بي معني و ناموجه است. اكثر ما با اين اعتقاد رشد مي كنيم كه مي توان با نبخشيدن ديگران آنها را تنبيه كرد ، به بيان ديگر : اگر من تو را نبخشم تو رنج خواهي برد اما در واقع اين من هستم كه رنج مي برم ، منم كه عقده اي در دل دارم و منم كه بي خوابم. دفعه آينده وقتي در حال رنجاندن كسي بوديد چشمهاي خود را ببنديد و احساس و جسم خود را وارسي كنيد . آيا رنجاندن ديگران ، خود شما را بيچاره و رقت انگيز نساخته است ؟ آدمها كار خود را مي كنند و آگاهي هاي خود را دارند و سرزنش ها و تحقيرهاي شما هم هيچ اثري ندارد جز اينكه زندگي خود شما را نابود مي كند . سعي نكنيد، آدمها را عوض كنيد . آيا اگر سيل خانه شما را ببرد مي گوييد : هرگز سيل را نخواهم بخشيد ؟ پس چرا انسانها را نمي بخشيد؟ ممكن است بپرسيد : اگر كسي كار بسيار بدي انجام داد آنوقت چه؟ آيا باز هم او را ببخشم؟ در هولناكترين شرايط هم مي توان ، گذشت را جايگزين خشم و نفرت ساخت. به اعتقاد من انسانها در مواجهه با تجربيات هولناك دو راه مختلف را انتخاب مي كنند ، دسته اول كساني هستند تا ابد در اسارت خشم و نفرت خويش محبوس مي مانند و گروه دوم آناني هستند كه با گذشت و عفو به ژرفناي مرموز و ناشناخته و به مرحله اي تازه از ترحم و شفقت مي رسند . مسلما اتفاقاتي كه زمينه ساز تحول معنوي در انسان مي گردد وقايعي نيست كه به اختيار خود برگزيده باشيم و به عبارت ديگر: ما هرگز نمي خواهيم قدم در راهي بگذاريم كه براي يك تحول معنوي ، چاره اي جز قدم گذاشتن در آن نداريم. سكته قلبي ، بيماري ، تنهايي ، افسردگي و… به هر حال همه ما سهمي داريم . پس از هر شكست و فقدان بزرگ در زندگي هميشه نوبت سوگ و ماتم است. اما در نهايت، مسئله اين است كه در كوران حادثه و تجربه سخت تر شده ايم يا نرمتر؟
نتيجه:
آيا مي خواهيم كه در زندگيمان به مسير سازندگي باز گردد يا نه؟ و اصلاچرا به دنيا آمده ايم ؟ اساسي ترين دليل خلقت انسان ، محبت و عشق ورزي است . براي دوست داشتن انسانهاي ديگر لازم نيست كه هر بار آنها را ببوسيد . براي دوست داشتن كمتر در مسند داوري بنشينيد و عملكرد آنها را با قانون خود سازتان زير سؤال ببريد. بگذاريد ، آنها هماني باشند كه هستند.