خب مي بينيد، خداييش خود شما چند مورد از اينا را انجام مي ديد؟
در زير متن اصلي اين مقاله کوتاه را نوشته ام که مي تونيد دلايل هر يک را بخونيد، بقول يکي از دوستان، شايد که عمل کنيم!
Seven things to avoid after eating
Don't drink tea - Because tea leaves contain a high content of acid.
This substance will cause the Protein content in the food we consume to be hardened thus difficult to digest
Don't eat fruits immediately - Immediately eating fruits after meals will cause stomach to be bloated with air. Therefore take fruit 1-2 hr after meal or 1hr before meal
Don't loosen your belt - Loosening the belt after a meal will easily cause the intestine to be twisted & blocked
Don't bathe - Bathing will cause the increase of blood flow to the hands, legs & body thus the amount of blood around the stomach will therefore decrease. This will weaken the digestive system in our stomach
Don't walk about - People always say that after a meal walk a hundred steps and you will live till 99. In actual fact this is not true.
Walking will cause the digestive system to be unable to absorb the nutrition from the food we intake
Don't sleep immediately - The food we intake will not be able to digest
properly. Thus will lead to gastric & infection in our intestine
Don't smoke- Experiment from experts proves that smoking a cigarette
after meal is comparable to smoking 10 cigarettes chances of cancer is higher
عاقل دیوانه
کارشناسی برای بازدید به یک تیمارستان رفت وی مردی را دید که خیلی باهوش می آمد.او را صدا کرد و با کمال مهربانی پرسید «می بخشید آقا شما را به چه علت به تیمارستان آورده اند؟!»
مرد در جواب گفت:
آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری ۱۸ ساله داشت. روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت، از آن روز به بعد زن من، مادرزن پدر شوهرش شد، و چندي بعد دختر زن من که زن پدرم بود پسري زاييد که نامش را چنگيز گذاشتند؛ چنگيز برادر من شد، زيرا پسر پدرم بود. اما در همان حال چنگيز نوه ي زنم بود و از اين
قرار نوه ي من هم مي شد؛ و من پدر بزرگ برادر تني خود شده بودم!
چندي بعد زن من پسري زاييد، و از آن روز زن پدرم، خواهر ناتني پسرم و حتي مادر بزرگ او شد، در صورتي که پسرم، برادر مادر بزرگ خود و حتي نوه ي او بود. از طرفي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم، خواهر پسرم مي شود، بنده ظاهرا خواهرزاده ي پسرم شده ام، ضمنا من پدر مادرم و پدر بزرگ خود هستم. پس پدرم، هم برادر من است و هم نوه ام !!!
حالا آقاي دکتر اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي شديد کارتان به تیمارستان نمی کشید؟
سلام به همه شما دوستان عزيزم
امروز مي خوام يه شعري که يکي از اشعار مورد علاقه من هست را در اين قسمت قرار دهم.
البته شايد براي بعضي از دوستان تکراري باشه، اما اونقدر شعر پرمحتوايي هست که هر بار که آدم مي خونه بيشتر ازش لذت مي بره:
در پشت چار چرخه ی فرسوده ای ،کسی
خطی نوشته بود:
((من گشته ام نبود! تو ديگر نگرد نيست!))
اين آيه ی ملال
در من هزار مرتبه تکرارگشت وگشت
چشمم برای اين همه سرگشتگی گريست
چون دوست در برابر خود می نشاندمش
تا عرصه ی بگو مگوی ،می کشاندمش:
در جست وجوی آب حياتی!
در بيکران اين ظلمات آيا ؟
در آرزوی رحم ؟عدالت؟
دنبال عشق ؟ دوست ؟...
ما نيز گشته ايم
و آن شيخ با چراغ همی گشت
آيا تو نيز،چون او ـ انسانت آرزوست ؟؟
گر خسته ای بمان واگر خواستی بدان :
ما را تمام لذت هستی به جست وجوست
پويندگی تمامی معنای زندگی ست
هرگز نگرد ! نيست سزاوار مرد نيست......
ساختن شادی
از اونجایی که این بنده به تازگی متوجه افزایش سریع افسردگی در جوونا شدم دستورالعمل ساخت یک جوون شاد رو تقدیم شما می کنم تا اگر با چنین کسی مواجه شدین اونو معالجه کنین .
مواد لازم:
2 فنجان شادی-2لیوان امید-2لیوان شکر-یک عدد دلخوشی-یک جفت گوش نا شنوا برای حرف های ناامیدانه-یک اتاق همه شکلی-دوچرخه هر چی بیشتر بهترو سکوت به مقدار لازم.
دستوالعمل:
اول شادی و امید رو باهم قاطی می کنیم وبعد شکر رو به اونا اضافه می کنیم وکاملا مخلوطش می کنیم و به خورد جوون افسرده می دیم وبعد دلخوشی رو اروم توی دهنش میذاریم تا بایک پس گردنی قورتش بده سپس گوش های ذکر شده رو روی گوش های قبلی {به صورتی که مشخص نباشه}نصب می کنیم و توی اتاق همه شکلی که پر از دوچرخه است مگذاریم.
اخ!!! اخ!!! اخ!!!
داشت یادم می رفت ها
سکوت!سکوت رو هم بهش اضافه می کنیم {البته به اتاقش}وهر10 دقیقه یه بار بهش سر می زنیم تا مطمئن بشیم دلش حسابی برشته شده .
نهج البلاغه ی علی (ع)
برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را بسوزاند.
شکسپیر
وصيتنامه
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم
بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت نگاری قرار دهيد.
- به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري کنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.
- برقبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.
كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
- مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغات ينچسبانند .
- روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهوارهتا گور دانش بجست.
- دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!
- كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قدباشند .
- شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد
-درمجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.
- از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم.
- به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
-چون تمام آرزوهایم را بگور می برم سعی کنید قبرم را خیلی بزرگ و وسیع بسازید که جا برای جسدم باشد.
چند پیشنهاد جهت ارتباط موثر و محبوبیت در بین دیگران
1- یک پیشنهاد تکراری!! شنونده خوبی باشید . شاید بگویید گوش کردن که کاری ندارد, بله گوش کردن ساده
است اما اگر شنونده فن گوش کردن را نتواند به درستی به کار ببندد , رابطه سالم و موثری پدید نمی آید. برای
آنکه محبوب دیگران شوید باید حس گوش کردن را یاد بگیرید, تمرین کنید و بسیار به کار ببندید. هماهنگی لازم
بین اینکه شما ژست بگیرید, توی چشم طرف مقابلتان زل بزنید و مرتبا سرتان را تکان بدهید اما حواستان پیش معامله خانه تان یا هر چیز دیگری باشد, هر کسی را متوجه این موضوع که شما فن گوش کردن را بلد نیستید می کند فن گوش کردن مغایر با خمیازه کشیدن , به ساعت مگاه کردن وتند تند آدامس جویدن است.
2- صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع
خواهند شد.
3- همدلی کنید نه همدردی! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمی فهمد, پس ما همدردی نمی توانیم
کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی ان خودمان را جای طرف مقابل می گذاریم و دنیا را از دریچه چشم او
می نگریم. در همدلی قضاوت ممنوع است و ما حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا
حقوقدان باشیم؟!
4- حرف خود را مزه مزه کنید خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و اگر گفته هایتان تلخ نبود به زبان بیاورید.
5- نصیحت نکنید هیچ یک از ما از نصیحت خوشمان نمی اید بیهوده خود را خسته نکنید و به جای نصیحت پیشنهاد بدهید.
6- سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد. پس دیگر جایی برای سرزنش باقی
نمی ماند.سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد.
7- افراد را همان گونه که هستند بپذیرید اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبی
هایشان بپذیرید. پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید.
8- احترام دیگران را نگه دارید تا وقتی به دیگران احترام نگذارید به شما احترام نمی گذارند و اصولا مردم جواب هدیه را با هدیه و جواب کتک را با لگد!!
9- به شیوه مناسب کخالفت کنید به جای بلند کردن صدا, بحث و جدل مخرب و ...... ازروش خلع سلاح استفاده
کنید. در این روش سعی می کنیم در حرفهای طرف مقابل حقیقتی را بیابیم. حتی اگر با کل سخن مخالف
هستیم. این روش تسکین دهنده و آرام بخش اعصاب است.
سبز باشید و همیشه الگوی احترام
شما هم مثل واتسون فکر می کنی؟
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت:"میلیون ها ستاره می بینم".هلمز گفت: "چه نتیجه ای می گیری؟". واتسون گفت: "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقی بیش نیستی! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند.!!!!!!
راستش را بگو شما چه فکری کردی ، چی شد با منی!! من چه فکری کردم؟ من اصلا فکر نکردم، فقط خوندم، !!! شوخی کردم اتفاقا من واتسون را تحسین کردم ولی بعدش خیط شدم![]()
یادت نره بگی چه فکری کردی ، هر فکری کردی تو قسمت نظر بنویس.
ممنون
عزیز
تا ابد بغض ِ منِ غم زده کال است عزیز! ! !
دیدنِ گریه ء تمساح محال است عزیز! ! !
تاشما خانه ء تان سمتِ شمالِ دهِ ماست
قبله ء دهکده مان سمتِ شمال است عزیز! ! !
پنجره بینِ من و توست مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرفِ شیشه حلال است عزیز! ! !
ماهِ من عکس تو درچشمه گِل آلوده شده
عیب از توست ببین چشمه زلال است عزیز! ! !
دام ِ گیسوی تو بی دانه شده می فهمی؟
امپراطوریِ تو رو به زوال است عزیز! ! !
عشق ، این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه برگردنم افتاده ، وَبال است عزیز
چارفصل است دلم منتظر ِ پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز!!!
آنکه از تجربه ی دیگران استفاده نکند نادان است و آنکه از تجربه ی خود بهره نجوید ابله
افلاطون
مزرع سبز فلک دیدم داس مه نو..... یادم از کشته خویش آمد هنگام درو
***
بهترين باش! اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي بوته اي در دامنه باش ولي بهترين بوته اي باش که در کناره راه مي رويد.
***
مرا درديست اندر دل اگر گويم زبان سوزد اگر پنهان كنم ترسم ز آهم استخوان سوزد منجم كوكب بخت مرا از دهر بيرون كن كه من بد طالعم ترسم ز آهم آسمان سوزد.
فرصت کافی
این روز از آن توست بیست و چهار ساعت کامل... به قدر کفایت فرصت هست تا روزی بزرگ شود.
شاملو
هميشه صداهاي بلند را مي شنويم، پررنگهارا مي بينيم، سختها را ميخواهيم ؛ غافل از اينکه خوبها آسان مي آيند، بيرنگ مي مانند و بي صدا مي روند.
***
One night a man had a dream.he dreamed that he was walking with god on the soft sands along the seashore.Now and then a lightening flashed and some part of his past life appeared before his eyes.Every time the men realized two sets of footprints on the sands.he understood that one belonged to god,and the other to himself
When the last parts of his life appeared,he was surprised to find that some times there was only one set of footprints on the sand.This moved the man deeply and made him ask God,”LORD!You had promised to be always by my side if I followed you.But now I find only one set of footprints on the sands of the shore of my life esoecially at the times when I most need you.what is the reason?”
Lord answered ,”my precious,precious child!i love you and I never leave you alone .Whenever you see one set of footprints on the sand,it is the time when I was carrying you in my arms
|
کشکول ممتاز |
|
از کتاب «گنجينه جواهر» (كشكول ممتاز) |
به ياد مرگ از نراقى
ببين چون گرفتند از ما كنار
رفيقان و پيران و ياران يار
برفتند و رفت از جهان نامشان
نيارد كسى ياد از ايامشان
شب و روز بى ما بايد بسى
كه از روز ما ياد نارد كسى
بسى دوستان بر زمين پا نهند
كه بى باك پا بر سر ما نهند
بيايد بسى در جهان سوگ و سور
كه ما خفته باشيم در خاك گور
دريغا كه تا چشم بر هم زنى
در اين عالم از ما نبينى تنی
يک پدر
ياد پدر
پدرم اين جوري بود وقتي من
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !
کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین درد.
شاملو
انواع دست دادن
حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکر می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله، نـحوه دست دادنتان...
سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این باعث میشـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسیم بندی کرده ام که هر کدام نشاندهنده ی نوعی شخصیت است.
دست دادن با دست های خیس
مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید.
در اینجا به دو نکته برای چگونگی خشک نگاه داشتن دست هایتان اشاره می کنیم:
1- قبل از رفتن سر قرارهای مهم یا مصاحبه های کاری دست هایتان را خوب شسته و بعد خشک کنید. دقت کنید که تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هایتان جلوگیری کنید. چون باعث گرم شدن دست ها و نتیجتاً عرق کردن آنها می شود.
2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنید. همیشه دستمالی برای این کار با خود همراه داشته باشید.
دست دادن شل و ول
دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.
دست دادن نوک انگشتی
مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می کنم در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید.
دست دادن خیلی محکم
قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود.
دست دادن دوستانه و خودمانی
مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.
درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید .
By all Means... !
(Funny!)
I recently read that love is entirely a matter of chemistry. That must be why my wife treats me like toxic waste.
David Bissonette
When a man steals your wife, there is no better revenge than to let him keep her.
Sacha Guitry
After marriage, husband and wife become two sides of a coin; they just can't face each other, but still they stay together.
Hemant Joshi
By all means marry. If you get a good wife, you'll be happy. If you get a bad one, you'll become a philosopher.
Socrates
Woman inspires us to great things, and prevents us from achieving them.
Dumas
The great question... which I have not been able to answer... is, "What does a woman want?
Sigmund Freud
I had some words with my wife, and she had some paragraphs with me.
Anonymous
"Some people ask the secret of our long marriage. We take time to go to a restaurant two times a week. A little candlelight, dinner, soft music and dancing. She goes Tuesdays, I go Fridays."
Henny Youngman
"I don't worry about terrorism. I was married for two years."
Sam Kinison
"There's a way of transferring funds that is even faster than electronic banking. It's called marriage."
James Holt McGavran
"I've had bad luck with both my wives. The first one left me, and the second one didn't."
Patrick Murray
Two secrets to keep your marriage brimming
1. Whenever you're wrong, admit it,
2. Whenever you're right, shut up.
Nash
The most effective way to remember your wife's birthday is to forget it once...
Anonymous
You know what I did before I married? Anything I wanted to.
Henny Youngman
My wife and I were happy for twenty years. Then we met.
Rodney Dangerfield
A good wife always forgives her husband when she's wrong.
Milton Berle
Marriage is the only war where one sleeps with the enemy.
Anonymous
A man inserted an 'ad' in the classifieds: "Wife wanted". Next day he received a hundred letters. They all said the same thing: "You can have mine."
Anonymous
First Guy (proudly): "My wife's an angel!"
Second Guy: "You're lucky, mine's still alive."
SEND THIS TO ALL THE GUYS TO GIVE THEM A GOOD LAUGH......AND TO THOSE LADIES WITH A SENSE OF HUMOUR WHO CAN HANDLE IT!!!!!!!
END
تن آدمى از سعدى
تن آدمى شريف است به جان آدميت
نه لباس زيباست نشان آدميت
اگر آدمى بچشم است و دهان و گوش و بينى
چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
حيوان خبر ندارد زجهان آدميت
به حقيقت آدمى باش و گرنه مرغ باشد
كه همين سخن بگويد به زبان آدميت
اگر اين درنده خوئى طبيعت بميرد
همه عمر زنده باشى بروان آدميت
مگر آدمى نبودى كه اسير ديو ماندى
كه فرشته ره ندارد بمكان آدميت
رسد آدمى به جائى كه بجز خدا نبيند
بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت
طيران مرغ ديدى تو زپاى بند شهوت
بدرآى تا به بينى طيران آدميت
نه بيان فضل كردم كه نصحيت تو گفتم
هم از آدمى شنيدم بيان آدميت