No Pain No Gain - Abedinآدرس وبلاگ دومممممم www.abedinabedizadeh.blogfa.com |
|
|
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 16:4 توسط عابدین
|
هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 14:17 توسط عابدین
|
... پشت چراغ قرمز پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت: چسپ زخم نمی خواهی؟ پنج تا، صد تومن!! آهی کشیدم و با خود گفتم : تمام چسپ زخم هایت را هم که بخرم، نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ... امیدوارم که در سال ۹۱ نه زخمی باشد نه چسپ زخمی بهاران جلوه ای از جمیل بی همتا و نعمتی از نعیم کبریاست، جمال جمیلش را سپاس و نعمت وسیعش را شکر که محول الاحوال است و ارمغانش احسن الحال. سالتون خوش. جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 23:36 توسط عابدین
|
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تاببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ۶ متری در طول جغرافیایی "41'21 37 درجه و عرض جغرافیایی "18 '24 17 درجه هستید. .مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید. مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید!؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 15:30 توسط عابدین
|
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟» جدیدترین قالبهای وبلاگ ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 15:6 توسط عابدین
|
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!! به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید... جدیدترین قالبهای وبلاگادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 11:37 توسط عابدین
|
"با حسين از يا حسين يك نقطه كم دارد ولي .....يا حسين گفتن كجا و با حسين بودن كجا" دكتر شريعتي الهي توفيقمان ده تا با ياحسين گفتن با حسين شيم فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را خدمت تمامی شما سروران گرامی خصوصا وبلاگنویسان عزیز عرض تسلیت دارم. جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 10:59 توسط عابدین
|
بچه كه بودم بستني ام را گاز ميزدند قيامت به پا مي كردم، چه بيهوده بزرگ شدم... روحم را گاز ميزنند و مي خندم.
دكتر شريعتي جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 10:0 توسط عابدین
|
این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است
علامه محمد تقی جعفری (رحمه الله علیه) می گفتند:
عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست». جدیدترین قالبهای وبلاگادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 10:56 توسط عابدین
|
ديروز از هر چه بود گذشتيم، امروز از هر چه بوديم! آنجا پشت خاکريز بوديم و اينجا در پناه ميز! ديروز دنيال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود! جبهه بوي ايمان مي داد و اينجا ايمانمان بو مي دهد! الهي نصيرمان باشد تا بصير گرديم… بصيرمان کن تا از مسير بر نگرديم و آزادمان کن تا اسير نگرديم.
شهيد شوشتري جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 1:49 توسط عابدین
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 15:29 توسط عابدین
|
سپاسدار خداوند عشق آب زنيد راه را هين که نگار مي رسد مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد باغ سلام مي کند سرو قيام مي کند سبزه پياده مي رود ، غنچه سوار مي رسد
صیفی را با تمام گرمای ش و آلودگي هاي مضاعف ش در کنار هم و با همدیگر گرم بودیم وبا گذر از صیف و آمدن پائیز، روح و جانمان در پی آمدن خزان خریف از داغی صیف و رسوب های مانده از داغی و هواي آلوده اش، به واسطه پالایش خزان کردیم و پذیرای ترنم ترانه باران زمستان شدیم و ابرهای شتاء نیز به متمم پائیز درآمدند و اكسيژني مضاف به ريه هاي مان روانه كردند و صدالبته به لطف هدفمند شدن يارانه ها و افزايش نرخ تعرفه هاي گاز و ... خاموش ماندن سيستم گرمايش، ويروس سرماخوردگي مهمان خانه هاي مان شد تا آدالت كلد و استامينوفن ها ديگر در يخچال ها نمانند، به هر حال گذشت و ما نيز مثل هر سال با انسان دوستی هر چه بیشتر كه از خصوصيات بارز هر ايراني مسلماني است آمدن ربیع را به هم مژده مي دهیم. به اميد شادي و سربلندي در سال جديد در ادامه به مناسبت سال نو سرود زیبای آب زنید راه را باصدای زیبای زنده یاد محمود عليقلی و ترانه كودكانه زنده ياد فرهاد آماده ی دانلود کرده ام.امیدوارم لذت ببرید دانلود ترانه آب زنيد راه شعر از مولانا دانلود ترانه كودكانه فرهاد متن سرود «آب زنيد راه را» و «كودكانه زنده ياد فرهاد» در ادامه مطلب جدیدترین قالبهای وبلاگادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 11:12 توسط عابدین
|
در خیالش هر از گاهی قدم می گذارم
اما افسوس از یک جای پاهی! اين از محكمي يا نرمي قدم هایم نيست از سستي خيال اوست! عابدين ۱۱ دي ۸۹ جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 14:7 توسط عابدین
|
مردی از گرسنگی رو به مرگ گردید. شیطان برای او غذایی آورد به شرط آنکه ایمان خود را به او بفروشد، مرد پس از سیری از دادن ایمان به او ابا کرد و گفت: آنچه را که در گرسنگی فروختم توهمی بیش نبود چون آدم گرسنه ایمان ندارد. گرگ گرسنه چو یافت گوشت نپرسد کاین شتر صالح است یا خر دجال پی نوشت: ما که نه گرسنه ایم نه گرگ، پس خوش به حال شتر صالح و خر دجال و هم به کوری چشم شیطان. جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 0:10 توسط عابدین
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 12:5 توسط عابدین
|
در كنج شهر خانه و ويلا ندارم و... مثل همه دلي كه به عشق تو مي تپد با ناله آه به سودا ندارم و... جدیدترین قالبهای وبلاگادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 14:58 توسط عابدین
|
شعر زیر توسط آقا امین چ بازیگر خوش ذوق تئاتر و تلویزیون کشور دو ساعت پیش بهم اس ام اس شد، با خود گفتم تا دیر نشده یه آپ کنم دوستان هم فیض ببرند. درسی که پرنده می دهد پرواز است در درس پرنده صد هزاران راز است شاگرد پرنده باش که از افلاک است که این راه زمین همیشه دست انداز است! مرسی امین جان( می دونم از خودت نبود ولی مهم نیست، مهمه اینه که از هرکی بود فوق العاده زیبا بود).
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 21:3 توسط عابدین
|
گاهی خدا درها را می بندد و پنجره ها را قفل می کند٬
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 8:54 توسط عابدین
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 9:32 توسط عابدین
|
هوالطیف ... نان و راه مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور، حرفت را من می زنم. فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می خورم، حرفت را هم من می زنم و تو فقط برای من کف بزن. اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی. اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم، اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن. *** نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد... دکتر شریعتی جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 15:3 توسط عابدین
|
|
|